خرید بک لینک

درباره سایت

اسلام تسکت

آخرین مطالب

امکانات وب

از نظر دین مبین اسلام همه چیزها پاک هستند، غیر از یازده مورد و یا هر چه که با این یازده مورد (با داشتن رطوبت) تماس داشته باشد؛ و آن یازده مورد عبارتند از:1 و 2. ادرار و مدفوع انسان و حیوانی که جزو یکی از دستههای زیر است:الف. حیوان حرام گوشتی که خون جهنده[1]دارد.ب. حیوان نجاستخوار.[2]ج. حیوانی ک

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 0:11

پیش از پرداختن به موضوع دید و بازدیدهای نوروز، ابتدا به صورت خلاصه به چند آموزه اسلامی مرتبط اشاره میکنیم:1. روابط صمیمانه با اعضای دور و نزدیک خانواده که با روشهای گوناگون امکانپذیر بوده و در اسلام به «صله رحم» شهرت دارد، از مهمترین توصیههایی است که بارها و بارها در این دین مقدس بر آن تأکید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 0:11

در پاسخ به این پرسش، به نکات ذیل توجه فرمایید:1 . مومیایی که بر اساس دانش شیمی انجام میشود، یکی از عواملی است که میتواند جسد را تا حدی سالم نگه دارد و جسدی که با این روش، سالم مانده نوعی اعجاز به شمار نمیآید.2 . در آیهای از قرآن میخوانیم: «فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَ

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 0:11

در ارتباط با این پرسش ابتدا باید گفت که صرف نظر از روایت اعلام شده، تداوم نسل بشر منحصر در سیستم عادی آن نبوده و ماجرای خلقت آدم، حوا و عیسی(ع)و نیز شبیهسازیهایی که دانش امروز بدان دست یافته، همه نشانگر آن است که بدون نیاز به منی هم نسل میتواند ادامه یابد، اما شاید پرسش دیگری وجود داشته باشد که بر اساس این روایت، آیا آن حضرات، با همسرانشان تماس جنسی هم نداشتند، زیرا تماس جنسی نیز از عوامل غسل جنابت است؟با ذکر این مقدمه به روایت مورد نظر برمیگردیم:در روایتی از امام باقر(ع) چنین نقل شده است که، ده علامت و نشانه برای امام معصوم وجود دارد:1. ختنه شده به دنیا میآید.2. بر کف دست فرود میآید و شهادتین میگوید.3. "جنب نمیشود".4. همیشه قلبش بیدار است.5. خمیازه نمیکشد و خود را کِش و قوس نمیدهد.6. همه اطراف خود را میبیند؛ همانگونه که جلوی خود را میبیند.7. مدفوعش بوی مشک میدهد.8. زمین مأمور است که آنرا فرو ببرد.9. اگر زره پیامبر را بپوشد، مناسب با بدنش خواهد بود.10. تا پایان عمر، محدث خواهد بود.[1]سند این روایت، مرسل است.[2] اما هرچند سند این روایت – براساس تقسیمبندی متأخرین از حدی

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 8:03

در آموزههای قرآن کریم میخوانیم:«به هر طرف که رو کنید خدا در آن سوی است».[1]«هرکجا باشید خداوند با شما است».[2]پس حضور خداوند در همه جا مطلب صحیحی است، ولی این موضوع با نماز خواندن مسلمانان به یک سمت (کعبه) منافاتی ندارد، بلکه انجام این فریضه الهی به سمت مسجد الحرام، امری است تعبدی و دارای حکمت، که توضیح آن در قالب چند نکته ذکر میشود:1. در جایی از دستورات دینی گفته نشده است که نماز و برخی از دیگر عبادات باید به سمت خدا انجام شود، که چنین اشکالی مطرح شود که خدا همه جا هست، پس به هر سمتی میتوان نماز خواند، بلکه در احکام و شرایط نماز آمده است که باید این عبادت، به سمت قبله (که همان کعبه در مکه است)، اقامه شود.به عبارت دیگر، همان خدایی که فرموده است «به هر طرف رو کنید خدا در آن سوی است»، همو دستور داده است که به هنگام نماز به طرف مسجدالحرام نماز بخوانید؛ آنجا که میفرماید: «پس روى خود را به سوى مسجد الحرام کن! و شما [ای مسلمانان] نیز هر کجا باشید [در نماز] روى خود را به سوى آن بگردانید».[3]پس این موضوع، یک حکم تعبدی[4] و از شرایط صحت نماز است؛ همانطور که خدا همه زبانها را میداند،

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 8:03

خدای متعال در یکی از آیات قرآن کریم در مورد بنیاسرائیل میفرماید: «و [نیز به خاطر بیاورید] زمانى را که گفتید: "اى موسى! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا بسنده کنیم! از خدایت بخواه که از آنچه زمین میرویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، براى ما فراهم سازد." موسى گفت: "آیا غذاى پستتر را بهجاى غذاى بهتر انتخاب میکنید؟! [اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان] در شهرى فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا براى شما هست." و [مهر] ذلت و نیاز، بر پیشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدایى شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهى، کفر میورزیدند و پیامبران را به ناحق میکشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند».[1]در این آیه، خداوند رو به یهودیان معاصر با پیامبر اسلام(ص) نموده و به آنان میگوید: (و به یاد آورید زمانی که گفتید ....) و سپس به گفتارها و کردارهای ناپسند نیاکان آنان میپردازد که نسبت به آیات الهى، کفر میورزیدند و پیامبران(ع) را به ناحق میکشتند.از این آیه استفاده میشود که دلیل گرفتاری آنان به خوارى و ذلت، آن بود که از دستورات خدا سرپیچى کرده، از توحید به

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 8:03

«مَا کُلُّ مَفْتُونٍ یُعَاتَب»؛[1] هر فریب خورده را سرزنش نتوان کرد.این عبارت، توصیهای است که در منابع حدیثی از امام علی(ع) نقل شده است. معنایش آن است که هنگام فتنهها و فریبها، صرف نظر از افرادی که آگاهانه به آن دامن زده، و به عبارتی از آتشبیاران معرکه هستند، افراد دیگری نیز فریفته و درگیر میشوند. افراد فریبخورده را میتوان به دو گروه تقسیم نمود:1. گروهی که خود نیز در گرفتارشدنشان به فتنه بیتقصیر نبوده و کوتاهیهایی داشتند که این افراد هم مانند گردانندگان فتنه - نه در حد آنها - شایسته ملامتاند و این سخن امام علی(ع) در ارتباط با آنان نیست.2. اما فتنه – همانگونه که از نامش پیداست - افراد نسبتاً بیگناهی را نیز به دام خود میکشاند، و به عبارتی بسیار اتفاق میافتد که آدمى بىتقصیر در فتنه میافتد.[2]اگرچه باید با دلسوزی و راهنمایی، این گروه دوم را نیز از قرار گرفتن در دام فریب و فتنه نجات داد، اما نباید به نکوهش و برخوردهای سلبی با آنان پرداخت و بدین وسیله شخصیت فردی و اجتماعی آنها را به چالش کشیده و با این روش، آنان را از خود و جامعه راند.مخاطب این سخن، همه انسانها بویژه مؤمنا

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 7:34

مشهور مورّخان میگويند، نخستين كسى كه هجرت رسول خدا(ص) را مبدأ تاريخ قرار داد، خليفه دوم بود.[1] البته بسیاری از آنان به این نکته نیز اشاره کردهاند كه انتخاب هجرت به عنوان مبدأ تاريخ اسلام، به پيشنهاد و اشاره على بن ابیطالب(ع) بود.[2] برخى دیگر از مورّخان عقيده دارند كه اين پيشنهاد را فقط امام على(ع) مطرح نكرد، بلكه شمارى از صحابه نيز در اين پیشنهاد با او سهيم بودند.[3]روایات تاریخی دیگری هم در این زمینه نقل شده است که در ذیل به برخی از آنها اشاره خواهد شد:1. در ربيع الاوّل سال شانزدهم، هفدهم يا هجدهم، عمر بن خطّاب، تاريخ را نوشت.[4] او نخستين كسى است كه اين كار را انجام داد. بدين ترتيب كه سندى را به عمر ارائه دادند كه در آن مبلغى را به نفع كسى و بر عهده ديگرى ثبت كرده و موعد بازپرداختش را ماه شعبان تعيين کرده بودند. عمر پرسيد: كدام شعبان؟ شعبان امسال؟ پارسال؟ و يا سال آينده؟! و چون پاسخی نشنید، صحابه را گرد آورد و به آنان گفت: براى مردم تاريخى درست كنيد كه زمان بازپرداخت وامهای خود را بر اساس آن بدانند. هرمزان [كه از صحابه نبود] پيشنهاد كرد كه مانند ايرانيان بر پايه جلوس شاهان

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 7:34

اگر مراد از آنچه در پرسش مطرح شده، همان عقیدهای باشد که بر اساس مبانی و اصول عرفان اسلامی شکل گرفته است، میتوان آن را پذیرفت، ولی اگر مقصود غیر از این باشد، برداشتی نادرست بوده و با اصول توحیدی و عقاید اسلامی، مخالفت صریح دارد.توضیح مطلب:بر اساس بینش توحیدی در عرفان اسلامی؛ جز ذات خداوند متعال هیچ موجودی دارای وجود استقلالی نیست. غیر از او همه؛ نشانه، مظهر و تجلّی آن ذات متعالیاند که در ذات و صفات خود محتاج و وابسته به او هستند، بلکه ذاتشان عین نیاز به خداوند است. براین اساس، ربوبیت و الوهیت ذاتی و استقلالی مخصوص خداوند است و نسبت دادن این صفات الهی به انسانهای کامل؛ فقط و فقط به عنوان اینکه آنان مظهر و تجلّی صفات خداوند هستند، ممکن و جایز است.[1]در حکمت و عرفان گفتهاند: انسان کامل كه عالم اصغر است، مثال عالم ربوبيّت است كه عالم اكبر میباشد؛ یعنی انسان کامل مجموعهای از موجودات ملكى و لطايف ملكوتى است، و اشرف از همه است؛ پس آنچه در عالم ربوبيّت است در انسان کامل است؛ از اینرو میتواند مثال عالم ربوبيّت و مظهر اسم الله و ربوبیت الهی باشد. البته خداوند قیّوم بذاته و موجود به وجو

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 7:34

«وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً».خداوند در این آیه شریفه به برخی اهداف شیطان اشاره کرده و بر دشمنی او با فرزندان آدم تأکید میورزد. در این میان، به یکی از فریبکاریهای او نیز اشاره میکند.شیطان به خدا عرضه میدارد:1. (وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ) و حتماً آدمیان را گمراه میسازم.2. (وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ) و آنان با آرزوهاى دور و دراز و رنگارنگ سرگرم میکنم.3. (وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ) و به آنان فرمان میدهم که گوشهاى چهارپایان را بشکافند و یا قطع کنند!این بخش از آیه، اشاره به یکى از اعمال خرافی و زشت دوران جاهلیت است که در میان بتپرستان رواج داشت. آنان برای علامتگذاری، گوش بعضى از چهارپایان زنده را میشکافتند و یا به کلى قطع میکردند و سوار شدن بر آنرا ممنوع میدانستند و از آن استفاده نمیکردند و در واقع حلال خدا را حرام میکردند![1]در آن دوره، برخی مردم شتری

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 3:43

آنچه در پرسش آمده موضوعی است که در روایات از معصومان(ع) نیز پرسیده شده است:1. از امام صادق(ع) پرسیدند: گاه میبینیم که مردى ربا میخورد و با این وجود بر مال و ثروتش نیز افزوده میشود؟ آنحضرت فرمود: حتی اگر مال و ثروتش هم افزایش یابد، خداوند دین او را از بین میبَرَد(و چه بیبرکتی بدتر از این!).[1]2. فردی از حضرتشان درباره آیه «خداوند ربا را میکاهد و صدقات را فزونى میبخشد»،[2] توضیح خواست و عرضه داشت: گاه فرد رباخواری را میبینم که بر ثروتش افزوده میشود؟! امام ششم(ع) پاسخ فرمود: «کدام نابودى و بیبرکتى بدتر از اینکه یک درهم ربا(در صورت توبه نکردن)، تمام دینش را نابود میکند. و حتی اگر توبه کند(چون باید مبلغ ربا را به صاحبانش برگرداند) ثروتش از دست رفته و فقیر میشود».[3]این دو روایت در پاسخ به افزایش موردی و فردی ثروت برخی رباخواران است که برای برخی از اصحاب، ایجاد شبهه کرده و آنرا مخالف با واقعیات موجود پنداشته بودند. امام معصوم در صدد بیان این واقعیت بودند که حتی در این افزایشهای موردی نیز میتوان آیه مورد نظر را توجیه کرد و به عبارت دیگر، این روایات همخوان با آیه 39 سوره روم

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 3:43

عبارت «ما ملکت ایمانکم» را در نگاه لغوی میتوان اینگونه معنا کرد:«آنچه بهدست آوردید» و یا «آنچه مالک آن شدید».در توضیح واژگان این عبارت میتوان گفت که «ما» اسم موصول بوده و به معنای «آنچه» است و «ملکت» از ریشه «ملک» به معنای در اختیار داشتن و مالک شدن و «أیمان» جمع «یمین» به معنای دست راست است؛[1] از آنجا که انسان غالباً کارهای خود – و بویژه کارهای مهم- را با دستانش – و بویژه دست راست - انجام میدهد؛ از اینرو محصول کارهای مهم به دست و یا دست راست نسبت داده میشود؛ چنانکه در فارسی نیز میگوییم: «آنرا بهدست آوردیم» که کنایه از مالک شدن و تسلط پیدا کردن بر چیزی است، هر چند دستمان با املاکمان هیچ تماسی نداشته باشد.در نهایت باید گفت که هرچند با توضیحات ارائه شده، به هرچه که در اختیار انسان است، میتوان «ملک یمین» گفت، اما در ادبیات عرب، این اصطلاح در مورد غلامان و کنیزان و ملکیت و تسلط بر آنها به کار رفته است و در قرآن کریم نیز هرکجا از این اصطلاح استفاده شده، مراد از آن، غلامان و کنیزان میباشد.[2][1]. ر. ک: فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 8، ص 387، قم، هجرت، چاپ دوم، 1410ق

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 3:43

صفحه بندی